
آقاجان بایادتونشسته ام درراهی که عبورمی کنی می خواهم درآخرین غروبزندگیxa0 برجای پای تونمازبگذارم ای غریبه همیشه آشنای من مهدی جان بازگرددیگرجایی نمانده جوانیمان رفت ونیامدی ...الوعده الوفا می رسدازراه مردی ازدیارآشنایی برزبانش مهربانی درنگاهش روشنایی روشنایی می دهدخورشیدرابرق نگاهش می گزاردآسمان هرروزپیشانی به راهش راه اوراه الهی است رنگ اورنگ الهی می زدایداززمین وازمان نقش تباهی کیست اوگنجینه ی اسر...
ادامه مطلب